تذكره اندروني (شرح احوال و شعر شاعران زن)

ناشر: قصيده‌سرا
مترجم: سحر توكلي
نويسنده: بنفشه حجازي
قطع: رقعي
نوع جلد: شوميز
زبان: فارسي
تعداد صفحات: 328
سال انتشار: 1399
نوبت چاپ: 2
وزن: 330
شابک: 9789647675598
قيمت: 50,000تومان
42,500تومان
تخفیف : 7,500تومان
موجودي : 1 (جلد)
+

به اشتراک بگذارید

درباره‌ی کتاب

ويژگي منحصر به فرد اين اثر ميچ آلبوم، راوي متفاوت و نامتعارف رمان است. راوي اين رمان صداي موسيقي است که به روايت داستان و زندگي گيتاريست خوش نام و اسطوره‌اي به نام فرانکي پرستو مي‌پردازد. داستان از مراسم تدفين و خاکسپاري شخصيت اصلي رمان آغاز مي‌شود و تا لحظه پاياني، ضرب آهنگ متفاوتي از چالش‌ها و اتفاقات زندگي بزرگترين گيتاريست جامعه هنري ارائه مي‌کند که با شش سيم جادويي گيتارش که هديه اي است کوچک از استاد گيتار نابينايش، زندگي انسان‌ها را تحت تأثير قرار مي‌دهد. داستان کودک يتيم نه ساله‌اي که در پس جنگ هاي داخلي اسپانيا به دنبال تقديرش راهي آمريکا مي شود و ته يک کشتي کوچک پا به اين سرزمين مي‌گذارد. اين مترجم ادامه داد: ميچ آلبوم در پايان نسخه اصلي کتاب اشاره کرده که بسياري از شخصيت‌هاي داستان با توجه به شخصيت‌هاي واقعي نوشته شده اند و حتي خيلي از آنها را از نزديک ملاقات کرده تا شخصيت فرانکي پرستو اين گيتاريست جادويي را بيافريند. توکلي گفت: اين رمان درباره پيوستن انسان‌ها به گروه هايي در زندگي ست که بر اساس استعداد و قريحه اي که در بدو تولد به آنها بخشيده مي شود شکل مي گيرند. در قسمتي از اين کتاب مي خوانيم: سرانجام فرانکي صحنه وود استاک را ديد. مثل ميداني در تاريکي روشن شد و جايگاه عظيمي از تماشاچيان را نوراني کرده بود. - هي، نگاه کن ... - چي؟ - هيچي داداش. - ببخشيد. قرص سبز باعث مي‌شد دايم حالش تغيير کند. به مردم پرخاش کند. اطرافش محو و دوباره شفاف شود. احساس کرد گيتارش از پشتش سُر خورد. وقتي فرانکي دانش‌آموز بود، ال مايسترو به او ياد داده بود براي اينکه از دست افکار مزاحم خلاص شود، آهنگي را که مي‌خواهد بنوازد زمزمه کند تا افکار و انگشتانش يکي شوند. حالا همان‌طور که سلانه‌سلانه از ميان گودال‌هاي لجن و چادر‌ها، توالت‌هاي صحرايي و آدم‌هاي چمباتمه زده ‌يا پشت‌به‌پشت هم نشسته‌ي روي‌ توالتها مي‌گذشت، فقط اين سه کلمه را پشت‌سرهم با خودش تکرار مي‌کرد: «آرورا ... بچه ... صبحانه.» سرعتش را بيشتر کرد مصمم شد که همه‌چيز را سروسامان دهد. - آرورا ... بچه ... صبحانه. اُ .... آرور را ... - مواظب باش. - بچه ... - راحت ... - صبحونه ... ناگهان شروع به دويدن کرد يا شايد هم فکر مي‌کرد دارد مي‌دود، نور بيشتر و صداي موزيک بلندتر شد، درحالي‌که از ميان جمعيت مي‌گذشت، صداهايي مي‌شنيد. - ببخشيد. - آرورا ... - اون يارو رو ديدي؟ - عزيزم. - کدوم يارو؟ - صبحونه. - هموني که گيتار داره. اون ... اسمش چيه! پرستو! - فرانکي پرستو؟ خودشه!

کتاب‌های مرتبط با موضوع کتاب

همراه اين کتاب خريداری شده