گاه و بي‌گاهي دانشگاه در ايران (مباحثي نو و انتقادي در باب دانشگاه‌پژوهي مطالعات علم و آموزش عالي)

ناشر: آگاه
نويسنده: مقصود فراست‌خواه
قطع: رقعی
نوع جلد: شوميز
زبان: فارسي
تعداد صفحات: 342
سال انتشار: 1396
نوبت چاپ: 2
ابعاد: * *
وزن: 390
شابک: 9789644163791
قيمت: 35,000تومان
موجود در فروشگاه: 5 (جلد)
+
افزودن به سبد

به اشتراک بگذارید

درباره‌ی کتاب

"در اين کتاب مي‌کوشم با شرحي از تاريخ و تبار و سرشت نهادين دانشگاه و تحولات آن توضيح دهم که دانشگاه براي خود عالَمي است و کليتي است و منطق نهادينه و فلسفه‌اي دارد. به‌طوري که نه‌تنها فعاليت دانشگاه و مديريت دانشگاه و تأمين دانشگاه و گسترش دانشگاه بايد با منطق دروني و قاعده‌هاي نهادين آکادميک، ميزان و موزون شود بلکه حتي تنوع مدل‌ها و تحولات نسلي و رشد و تغيير و توسعه‌ي دانشگاه نيز نمي‌تواند گزاف و بي‌قاعده باشد. در جوامع توسعه‌يافته، دانشگاه‌ها در تحول و پويا هستند و با محيط خود سازگاري فعالي دارند اما اين تحول به‌معناي آن نيست که از دانشگاه‌بودن دربيايند و گاه‌وبي‌گاه شوند. اما علم در ايران رندُم بود، امر تصادفي بود. تصادفاً يک پادشاهي از علم حمايت مي‌کرد و تصادفاً يک پادشاهي حمايت نمي‌کرد. گاه‌وبي‌گاه بود. از سوي ديگر، نهادهاي مستقل از حکومت، هم کم بودند و هم پابرجا نيز نمي‌ماندند، تداوم هم پيدا نمي‌کردند. گاه‌وبي‌گاه بودند. علم داشتيم، چرا نداشتيم حتي در حد نبوغ هم داشتيم. اما اغلب به صورت افراد دانشمند، افراد متفکر. در تأسيس علم و نهادمندي آن مشکل داشتيم. يعني عقلا بودند ولي سازمان‌يابي عقلا نبود. دانشيان بسيار باشکوه و قابل مقايسه با ترازهاي جهاني بودند اما نهادهاي دانشي بسيار معدود و ضعيف بودند يا اصلاً نبودند. اين بود که علم‌ورزي گاه‌وبي‌گاه مي‌شد. تعاملات و تبادلات و تداوم نهادينه در آن نبود تا بتواند سنت فکري و سنت نظري براي ساختن جامعه برجاي نهد و انباشتي و توسعه‌اي و اتفاقي روي بدهد..." "دانشگاه کارخانه نيست تا آدم‌هايي بسازد که تابع ايدئولوژي‌هاي دولتي يا بازاري باشند. دانشگاه محل رشد استعدادهاي بي‌پايان و ناشناخته‌ي بشري است. از آموزش دانشگاهي انتظار مي‌رود که پلتفرمي براي يادگيري فعال و مشارکتي نسل‌هاي تازه‌ي دانايي باشد، پلتفرمي براي رشد قابليت‌هاي ناشناخته‌ي بشري و خلاقيت‌هاي متنوع. اين‌که دانشگاه صرفاً نيروي متخصص براي دولت يا براي بازار تربيت کند کافي نيست؛ بلکه چشم‌ها دوخته شده است تا از درون آموزش دانشگاهي ارتقاي کيفيت زندگي و تعالي شهروندي اجتماعي و مشارکت اجتماعي و شايستگي‌هاي کانوني، مانند تفکر انتقادي و ديگرپذيري، بيرون بيايد. کارآفريني دانش‌آموختگان دانشگاه کم‌ترين ثمره‌ي آموزش دانشگاهي است." (از متن کتاب)