الگوهاي سازماني

ناشر: دنياي اقتصاد
نويسنده: استفن پي فيتز جرالد
مترجم / مصحح: راحله فاضلي
قطع: پالتویی
نوع جلد: شوميز
زبان: فارسي
تعداد صفحات: 160
سال انتشار: 1394
نوبت چاپ: 1
ابعاد: * *
وزن: 140
سايز: پالتويي
شابک: 9786007106693
قيمت: 8,000تومان
موجود در فروشگاه: 1 (جلد)

درباره‌ی کتاب

الگوهاي سازماني و استعارهها، ادراکات ما را شکل ميدهند که به‌نوبه خود اعمال ما را هدايت ميکند. همان‌طور که سرعت تغيير بيشتر مي‌شود، الگوهاي گوناگون جديد نيز افزايش مييابد. با اين‌حال، برخي معتقدند نهادهاي اجتماعي ما که داراي الگوهاي قديمي سازمان هستند به شيوه‌اي بنيادي رو به زوال هستند. در آغاز هزاره جديد، خطرها به شکلي فزاينده زياد است. الگوها، الگوها همه جا! فراواني الگوهاي سازماني با سرعتي سرسام‌آور، چشم‌انداز تجارت مدرن را به هم مي‌ريزد. در الگوهاي جديد، آنها که در رأس قرار مي‌گيرند و از بهترين مکتب تجارت و شرکت شکل گرفته‌اند با همان تبليغات آخرين مدل ماشين‌هاي ورزشي معرفي مي‌شوند. مطبوعات تجاري در مقام نمايشگاهي مجازي براي نمايش غيرمستقيم شيک‌ترين و داغ‌ترين الگوهاي سازماني به کار مي‌روند. الگوها قدرتمند هستند؛ زيرا ادراکات ما را شکل مي‌دهند و ادراکات ما، اعمالمان را هدايت مي‌کنند. آنها چه صوري شکل گرفته باشند و آگاهانه بيان شوند، چه غيرصوري تصورشده و به شکل ناخودآگاه ارائه شوند (رجوع کنيد به فصل‌هاي 2 و 10) شيوه‌اي را که ما تمام سيستم‌هاي بشري از جمله تجارت را سازمان داده و با آن ارتباط برقرار مي‌کنيم شکل مي‌دهند. شايد الگوهاي جديد، آينده‌گرايانه به نظر برسند؛ اما بسياري از آنها مانند قالب‌هايي که در غلات شيرين صبحانه پيدا مي‌شوند ناميده شده‌اند: شبدر، ستاره، تارعنکبوت، آميب و غيره. روشن است که اينها بيشتر از آنکه تشريفات اداري و فردسالاري باشند، شوخي به نظر مي‌رسند. درست مانند چيزي که مي‌خواهيم با آن بازي کنيم و فقط سرگرم شويم. چرا که نه؟ شايد ما به عصر طلايي الگوهاي سازماني رسيده‌ايم. شايد فقط داريم به سمت جواني جمعي‌مان برمي‌گرديم. عصر طلايي باشد يا نه، شکوفايي الگوهاي سازماني، استعاره‌ها و انقلاب سريع و نفس‌گير اينترنت، ادراکات ما از اينکه «سازمان» چيست، محدوديت‌ها و طول عمر آن کدام است و ساختار و پتانسيل آنچه را مي‌تواند باشد به چالش مي‌کشد. پيشروي داده‌هاي تجارت الکترونيک در دنياي ما که به تازگي شبکه‌اي شده، ايده‌هاي نيوتوني سازمان‌هاي مکانيستي را کنار مي‌زند. با اين‌حال الگوهاي قديمي هنوز در بسياري از سازمان‌ها رايج هستند (رجوع کنيد به فصل 6) همان‌طور که در فکر بيشتر ما اين‌طور است و امکان دارد براي مدتي به همين شکل ادامه يابد. گرچه امکان دارد پيشگامان تجارت الکترونيک و پيشينيان آنها ميلياردها نانوثانيه پيش، تشريفات اداري را به دست فراموشي سپرده باشند، شايد شرکت شما تازه از خواب بوروکراتيک عصر صنعت بيدار شده باشد. يا شايد در حال برنامه‌ريزي مجدد براي پوياتر و قابل انعطاف‌تر شدن است (رجوع کنيد به فصل 8) با وجود اين، هنوز يک سازمان با ساختاري نسبتا سنتي است. شايد يک تجارت خانوادگي شکوفا يا يک شرکت کوچک کارآفريني انفرادي است. با درنظر گرفتن گستره و تنوع الگوهايي که عملا استفاده مي‌شوند، اين کتاب نه فقط آخرين و بهترين، بلکه همه طيف الگوها را شامل مي‌شود. الگوهاي سازماني که به تازگي مد روز شده‌اند تا حدي با زمان تغيير مي‌کند (رجوع کنيد به فصل 3 تاريخ تکامل الگوهاي سازماني). در دهه‌هاي رو به زوال هزاره گذشته، زمان متغير و سريع بوده است. اين روند بي‌وقفه ادامه داشته است. رابرت هورماتس، نايب رئيس گلدمن ساکس بين‌المللي پيش‌بيني مي‌کند: «ظاهرا در نخستين دهه‌هاي قرن بيست و يکم، سرعت تغييرات اقتصادي حتي از دهه 90 نيز بيشتر باشد. تجارت‌هاي جديد و الگوهاي تجاري، بسياري از قديمي‌ها را از رده خارج مي‌کنند. در مقابل، آنها به سرعت با چالش‌هاي رقابتي روبه‌رو مي‌شوند. فرصت‌ها به سرعت باز و بسته خواهند شد. سرعت، سازگارشدن، پيش‌بيني نيازهاي مشتريان و مهارت بازاريابي، موفقيت يا شکست را تعيين خواهد کرد. داوودهاي فعال و مبتکر چه به صورت انفرادي و چه در مقام عضوي از اتحاديه‌هاي پوياي جديد، غول‌هاي سنتي را با شور و شوق به چالش خواهند کشيد، آنها را در منطقه نفوذ خود و در مرزهاي ملي تعقيب مي‌کنند... غول‌ها با تقويت چالاکي خود، استحکام بخشيدن به پيوندهاي بين‌المللي براي تقويت قواي خود و شراکت با داوودهايي که آنها را به چالش کشيده‌اند، پاسخ خواهند داد.» (رجوع کنيد به فصل‌هاي 6 و 7. شرايط اتحاديه هنري و شبکه‌ها) همان‌طور که با سرعت به سمت آينده نامطمئن و متلاطم پيش مي‌رويم، خطرها براي همه ما به شکلي باورنکردني زياد هستند. دي‌هاک، نويسنده کتاب «زايش عصر نظم-آشوب» و بنيان‌گذار و مديرعامل ممتاز شرکت ويستا هشدار مي‌دهد: « امروز براي هر کسي که به آن فکر مي‌کند روشن است که ما در ميانه يک اپيدمي جهاني شکست سازماني هستيم. شکست نه تنها به معناي سقوط مانند اتحاد جماهير شوروي يا فساد شرکت‌ها بلکه شکل مهلک‌تر و عمومي‌تر آن. نهادها به طوري فزاينده‌ا