در سوگ انسانی وارسته
1398/03/18 19:8:57

در سوگ انسانی وارسته


با دکتر مرتضی كلانتريان به‌گمانم در سال ۵۲ آشنا شدم و بیش از ۴۵ سال اين آشنايی و دوستی ادامه داشت. از طريق دوست مشتركی آشنا شديم؛ آمد و گفت چند نمايش‌نامه برای ترجمه در دست دارد كه ترجمه را تمام كرد و چاپ شد. حقوق‌دان بود و مسائل حقوقی و حقوق بين‌الملل را بسيار خوب می‌دانست و در سطح بالای دستگاه حقوقی كار می‌كرد و در كار خودش بسيار وارد بود، منتها شيفته ادبيات بود و آثار خوبی هم در زمينه ادبيات ترجمه كرد كه همه كتاب‌ها با انتخاب خودش بود، غير از يك كتاب كه البته بعدها از ترجمه‌اش رضايت داشت و آن «قرارداد اجتماعی» ژان ژاك روسو بود. اين كتاب هم شامل متن بود و هم در ضميمه متن، عقايد و آرای كسانی آمده بود كه پیش از روسو آن مباحث را طرح كرده بودند و بعد از روسو هم بهتر از او آن بحث‌ها را گفته بودند و هنوز هم از كتاب‌های پرفروش و مهم است. غير از اين كتاب، تمام كتاب‌های ديگر را خودش انتخاب كرده بود که توجه‌اش به موقعیت انسان و وضع انسانیت در شرایط خاص بود و ما هم از چاپ آنها استقبال مي‌كرديم، چون كتاب‌هايی كه انتخاب می‌كرد، واقعا فوق‌العاده و خوب بودند. نمونه‌اش رمان «سيمای زنی در ميان جمع» از هاينريش بُل بود که می‌شود گفت شرح دقیق اوضاع اجتماعی آلمان زمان نازی‌ها و پس از جنگ است يا «ظرافت جوجه‌تيغی» از موريل باربری، كه اين اواخر منتشر شد و استقبال شايانی از آن شد. ما شاید نزديك به ۳۰ عنوان از ترجمه‌های او را در انتشارات آگاه يا آگه منتشر كرديم. جز اين‌ها، كلانتريان در زمينه حقوق هم ترجمه‌های مهمی داشت؛ از جمله «بشريت و حاكميت‌ها»، «نقش زور در روابط بين‌الملل»، «اندیشه‌های حقوقی»، «فلسفه‌ حقوق» و «ادبيات و حقوق» یا «بررسی یک پرونده قتل» از میشل فوکو. كلانتريان سال‌ها روی مجموعه آثار ديدرو کار كرد كه حروف‌چينی و صفحه‌آرايی شد و حجم عظيمی از كار آماده چاپ بود، اما گفتند نمايش‌نامه‌ها یا بخش‌های زیادی از آنها بايد از مجموعه حذف شود و اين در حالی بود که دیدرو نظرات فلسفی خود را در قالب نمایش‌نامه مطرح می‌کرد؛ بنابراین از چاپ‌ كتاب صرف‌نظر كرد و گفت با حذف نمايش‌نامه‌ها چيزی از تفكر ديدرو باقی نمی‌ماند. مرتضی كلانتريان انسانی بسيار سليم‌النفس و به‌لحاظ اخلاقی انسانی افتاده و متواضع بود. 

از اوایل سال گذشته به‌دليل ضعف شدید جسمانی نحیف شده بود و تحرك خوبي نداشت  سال گذشته يك روز هوس كرده بود بيايد به راسته انقلاب و دفتر ما. همسرش نگران بود كه به‌سلامت برسد، چون به‌سختی راه می‌رفت. اين اواخر درباره كتابی حرف می‌زد و می‌گفت كتاب فوق‌العاده‌ای است كه بايد ترجمه شود، اما من در حال و روزی نيستم که آن را ترجمه كنم، چون مدتی پیش دچار خون‌ریزی چشم شده بود. قرار بر اين شد وقتی كتابی برایش می‌فرستم، آن كتاب را برایم بفرستد كه فرصت نشد. چند وقت پيش گفت دلم می‌خواهد بيايم جلوی دانشگاه، گفتم من می‌آيم و برايت تعريف می‌كنم اوضاع از چه قرار است، اما خودش خوب از اوضاع خبر داشت. می‌دانست ناشران در چه وضعی هستند؛ تا حدی كه وقتی حقوق ترجمه‌هايش را ماهانه به حسابش واريز می‌كرديم، گله‌‌مند می‌شد و می‌گفت من اوضاع نشر را می‌دانم، نيازی نيست اين مبالغ را واريز كنيد؛ با اينكه با حداقل‌ها زندگی می‌کرد. انسان بسيار وارسته‌ای بود. ارتباط ما ديگر رابطه معمول ناشر و مترجم نبود. انسانيتی كه در او بود و نگرانی‌اش نسبت به حقوق و وضع دیگران از او آدمی فوق‌العاده ساخته بود. كلانتريان حقوق‌دان متفكری بود، سابقه قضاوت داشت و برای همين در قضاوت‌كردن و حتی در حرف‌زدن بسيار دقت داشت و جانب انصاف و عدالت را می‌گرفت. بسيار تأسف می‌خورم و اندوهگینم كه ما يك انسان عزيز و بسيار فعال در كار ترجمه، علاقه‌مند به ادبيات، حقوق‌دان برجسته و انسانی وارسته را از دست داده‌ايم.

حسين حسينخانی
مدير انتشارات آگاه

روزنامه‌ی شرق  -  شماره ۳۴۴۴ - شنبه، ۱۸خردادماه ۱۳۹۸